طبیب من

کد خبر: 16381
تاریخ انتشار: ۸ام اردیبهشت ۱۳۹۷ , ۱۶:۴۴

علیرغم تمامی تحقیقات انجام شده، هنوز اطلاعات کمی درمورد چگونگی عملکرد مغز انسان داریم و حتی به نسبت اطلاعات کمتری درمورد اسرار «هشیاری» وجود دارد. دانشمندان درمورد اصل وجود هشیاری در خارج از حیطه توهمات ناشی از خیالات مشترک خود ما، اختلاف نظر دارند. برخی بر این باورند که هشیاری به ­صورت مستقل وجود دارد، اگرچه ما در تلاش برای درک خاستگاه آن، مبحث فیزیک کوانتوم را مطرح کرده ­ایم.

طبیب من– احتمالاً این مبحث تا حدودی به این دلیل «اثر ناظر» -یکی از اساسی­ ترین انگاره­ های دانشمندان- را مبنی بر این که یک هدف و یک واقعیت قابل مشاهده وجود دارد خواه به آن بنگریم یا خیر به چالش کشیده است. آشکار شدن این واقعیت که مشاهده و سنجش اثرات کوانتومی باعث تغییر رفتار آن­ها می­شود، دردسر ساز است، اما در عین حال بیانگر این ایده است که هشیاری به خودی خود بخشی از نظریه کوانتوم است. به­ علاوه، همچنان که انسان­ها هوش مصنوعی را ایجاد می­کنند، با وجود تمام دستاوردها در این زمینه، تاکنون نتوانسته در زمینه مسائلی که به راحتی به ذهن ما خطور می­ کند، ماهر شود. ما محدود به دیدن انعکاس­های تاری از خودمان در کامپیوترهای کوانتومی هستیم، که نوید دستاوردهایی بیش از دستاوردهای رایانه­ های معمول را می­ دهد.

با این حال، این راجر پنروز، فیزیکدان انگلیسی بود که دریافت علاوه بر اثر ناظر، مکانیک کوانتومی نیز در هوشیاری دخیل است. به­ طور ویژه، او بر این باور بود که احتمالاً رویدادهای کوانتومی بر ساختارهای مولکولی مغز برای تغییر حالت خود و شلیک نورون­ها به شیوه ­های متفاوت تأثیرگذار باشد؛ این تأثیرات واقعی کوانتومی در مغز وجود دارد.

در زمینه تمامی کارهایی که ما می­ توانیم در حوزه ی مغز به انجام برسانیم، نقاط ضعفی نیز وجود دارد و شاید مشکوک بودن به وجود هشیاری کوانتومی یکی از آن­ها باشد. ما به دلیل توانایی­های سطح بالای پردازش الگو، از هوش برتر برخورداریم، اما این واقعیت نیز به­ خوبی اثبات شده است که مغز انسان مستعد دیدن الگوهای معنی­ دار در موقعیت­هایی است که این الگوها در واقع اصلاً وجود ندارند؛ برای مثال در میان نویز (noise) هایی بی­ معنی این امکان وجود دارد که ذهن ما – که به نوعی، ماشین تولید معنی می­باشد- به اشتباه خود را در حالت تأثیرات کوانتومی فرض کند. آیا درست است تصور کنیم عدم توانایی ما در درک هر دو مفهوم هوشیاری و مکانیک کوانتوم به ارتباط عمیق­ تری در این بین اشاره دارد؟

جهان مشارکتی ما

این پرسش فراتر از علاقه ی صرف به فلسفه مطرح می­ شود که:

اگر در واقع ارتباطی بین مکانیک کوانتومی و هشیاری انسان وجود داشته باشد، آیا بروز هر نوع پیشرفت عمده در هر یک از این دو حیطه می­تواند به درک ما از هر دو حیطه کمک کند؟

برای مثال، پیشرفت ­هایی در محاسبات کوانتومی می­ تواند ما را قادر سازد تا تقویت و ساخت مغز برتر را تحت کنترل در آوریم و هوشیاری را روی ماشین ها بارگزاری نماییم که راهی به سوی نوعی از جاودانگی می­ گشاید.

درک بهتر از این دارایی می­تواند به ما بیاموزد که چگونه می­توان ایده ­های متعدد و در عین حال منحصر به فرد را به­ صورت همزمان تجمیع کرد.

یا شاید ما به ­شیوه ه­ای اشتباه به این موضوع پرداخته ­ایم. هنگامی که ما مکانیک کوانتومی را مورد بررسی قرار می­ دهیم، این پرسش پیش میی آید که آیا ما از طریق سنجش باعث ایجاد اختلال در تأثیرات می ­شویم یا آگاه بودن  نسبت به سنجش است که بر هشیاری ما تأثیرگذار بوده و موجب اختلال می ­شود. آیا این امکان وجود دارد که دانستن این که چگونه به درستی بیاندیشیم – دستیابی به هشیاری کوانتومی- به ما امکان دهد تا برای اولین بار درک صحیحی از مکانیک کوانتومی داشته باشیم؟ ما همواره تا حدودی، بخشی از جهان مشارکتی “ویلر” بوده ایم به ­طوری که در عین ثبت تاریخ خودمان، تفاسیر خود را به واقعیت وام داده ­ایم.

اینکه هشیاری بر مکانیک کوانتومی تأثیر می گذارد یا نه و اینکه در نهایت ما به نظریه کوانتوم نیازمندیم تا به درک کامل از چگونگی کارکرد مغز دست یابیم یا نه، در حال حاضر می­توانیم از نگرانی خاطر مفیدی که این برقراری این ارتباط فراهم آورده است، لذت ببریم!  نظریه کوانتومی ما را مجبور به خروج از محدوده آرامش جمعی مان کرده است چون ما را وادار به پیدا کردن روشهای جدیدی ار اندیشیدن کرده و باعث شده خودمان را به شکل موجوداتی بیابیم که داخل تئوریهای خودساخته شان زنگی می کنند!

منبع: نوروسافاری

پایان پیام/