طبیب من

کد خبر: 14990
تاریخ انتشار: ۲ام اسفند ۱۳۹۶ , ۱۵:۴۹
یکی از مخرب ترین منطق های فکری رایج در جامعه ی ایران، تفکر نیمه گمشده است. افراد متاسفانه به علت کمبود اطلاعات علمی تصور می کنند که نیمه گمشده آنها در بیرون از وجود آنها و در یک شخص دیگر تبلور می کند.

تلاش برای پیدا کردن نیمه گمشده، و تلاش برای کامل شدن یک ایده اشتباه و رایج است که در سطح جامعه قابل مشاهده است. متأسفانه هیچ کس قرار نیست ما را کامل کند ما با نقص هایمان باقی خواهیم ماند مگر اینکه بخواهیم آنها را به خاطر خودمان اصلاح کنیم.

برای اینکه آدم بهتری باشیم هیچ کس نمی تواند بجز خود ما تلاش کند. در واقع این یک تلاش فردی است. ما با دیگران ارتباط برقرار نمی کنیم تا کامل شویم ما در کنار دیگران فقط می توانیم بیشتر یاد بگیریم و بیشتر تجربه کنیم.

هرگز نمی فهمید احساس دیگری دقیقاً چیست:
فقط به این دلیل که یک زوج هستید و همدیگر را در بسیاری از جنبه ها شناخته اید به معنای آن نیست که همه افکار، ایده ها و تصورات هم را می شناسید. شما حتی نمی توانید از تصور دیگری راجع به خودتان کاملاً مطمئن شوید. به همین دلیل نمی توانید انتظار داشته باشید هر چیزی را که دیگری واقعاً فکر یا احساس می کند بشناسید.

 

 

ما در مسیر کمال مطلوب هستیم:

هیچ کس نمی تواند کافی باشد. شما در مواردی ضعیف و ناتوان هستید. تصورایده آلی که از یکدیگر دارید معمولاً با شکست مواجه می شود چون هیچ کس کامل نیست و یکی از ملزومات زندگی خوب؛ گذشت و صبر زیباست. پس بهتر است تصویر آرمانی و کامل شریک زندگی تان را تغییر بدهید و او را همانگونه که هست بپذیرید.

از رابطه عاشقانه دست برندارید!

یک پیوند عاطفی قوی در یک رابطه معنا دار وعاشقانه شکل می گیرد. رابطه عاشقانه شما با رعایت هویت فردی یکدیگر و عشق ورزی به کسی که در کنارتان است ایجاد می شود. با این حال شما نباید طوری رفتار کنید که گویا شریک زندگی تان تنها آدم ارزشمند و مورد احترام است. رؤیاپردازی درباره عشق اشتباه است. یاد بگیرید به جای خیال پردازی، عشق ورزی را نشان بدهید و دلایل دوست داشتن را بشناسید.

نیمه گمشده…
در صورتیکه نیمه گمشده هر انسانی در وجود خود اوست که با کشف آن می تواند به تکامل برسد. افرادی که معتقد به این طرز فکر هستند، متاسفانه به اشتباه جذب نقطه ی مقابل خود می شوند. و این مسئله چون هیچ ریشه ای در وجود حقیقی فرد ندارد، بزودی از بین می رود. به عنوان مثال فردی گوشه گیر را در نظر بگیرید که به خاطر عدم پذیرش صفات واقعی خود، به یک فرد اجتماعی با روابط عمومی بالا جذب می شود و با او وارد رابطه می شود.

شاید در ابتدا به خاطر جذابیت های جنسی یا هیجانات کاذب تصور کند نیمه گمشده اوست و بتواند در کنار او زندگی کند، اما پس از کاهش هورمونهای جنسی و هیجانی که معمولا بین ۲ تا ۵ سال اتفاق می افتد، این رابطه رو به افول و در شرایط خاص به یک طلاق حقوقی و یا عاطفی منجر می شود. این مسئله را همیشه در ذهن خود داشته باشیم که لازمه ی تداوم یک ارتباط، سعی و تلاش هر دو؛ و وجود نقاط اشتراک و شباهت اولیه است. اگرچه تشابه زیاد در ابتدا دارای جذابیت زیاد نیست، اما در طولانی مدت تبدیل به یک رابطه ی صمیمی و مداوم می شود.

همچنین به یاد داشته باشیم که افرادی که جذب افرادی می شوند که نقطه ی متضاد شخصیتی آنها هستند، ممکن است از عدم پذیرش خود واقعی خودشان رنج ببرند.

پایان پیام/