چه عواملی باعث افزایش گرایش افراد به طب مکمل شده است؟

8


سازمان جهانی بهداشت طب مکمل را این گونه تعریف می کند: “طب مکمل و جایگزین در هر کشوری به طیف گسترده ای از روش های درمانی اشاره می کنند که در نظام درمانی اصلی آن کشور به طور رسمی گنجانده نشده باشد.”
از جمله روش های درمانی طب مکمل می توان به طب سوزنی، کایروپراکتیک، طب گیاهی، هومیوپاتی، هیپنوتیزم درمانی،رفلکسولوژی،بیوفیدبک،تمدد اعصاب،مدیتیشن و تنفس عمیق،ریکی و ماساژ درمانی، شفای معنوی،فیتنس (شامل فعالیت هایی مانند پیاده روی، دوچرخه سواری،شنا،تای چی و یوگا) و موسیقی درمانی اشاره کرد.
از جمله عواملی ک بیماران را به سمت طب مکمل سوق می دهند ، می توان به عوامل زیر اشاره کرد:
۱.عوارض پزشکی مدرن : دور شدن از درمان های طبیعی و گیاهی و در مقابل محدودیت درمان های شیمیایی موجب بروز آسیب ها و عوارضی شده است؛ یعنی آن دسته از بیماری هایی که محصول جنبه های مختلف پزشکی مدرن است؛ به طوری که در استفاده از خدمات پزشکی، این خطر بیمار را تهدید می کند که در معرض معاینه ها و درمان هایی قرار گیرد که مسئله ای وخیم تر نسبت به مسئله اولیه را پدید می آورند. بنابراین بسیاری از بیماران تصمیم می گیرند که از روش های درمانی مکمل که عوارض کمتری درند، استفاده کنند.
۲.موقعیت برتر پزشک: رابطه پزشک و بیمار ، یکی از مسائل مهم در فرآیند درمان است. بیماران به طور کلی از برخورد پزشکان ناراضی اند. رویکرد بالا به پایین در پزشکی مدرن ، بیمار را در پایین ترین سطح مشارکت قرار می دهد و به جای استفاده از الگوی مشارکتی از الگوی پزشک محور استفاده می کنند. از طرفی با ظهور فضای مجازی و دسترسی سریع و آسان به انواع اطلاعات پزشکی، سطح آگاهی بیماران در حوزه سلامت افزایش یافته و آنان توقع دارند پزشک به سؤلاتشان پاسخ کامل بدهد.
۳.رویکرد سیستمی در طب مکمل : در انواع طب مکمل ، بدن به عنوان یک کل نگریسته می شود. این کل نگری به انسان شامل تمامی ویژگی های جسمانی، فرهنگی، روحی و معنوی اوست و این باعث می شود وجوه مختلف سلامت با هم در نظر گرفته شود و به این نکته تأکید دارد که سلامتی و بیماری نتیجه عدم تعادل و توازن در کل سیستمی است که او را احاطه می نماید.
۴. نگرش فرهنگی- اجتماعی- روانی: انواع بومی طب مکمل با توجه به شرایط جغرافیایی ، سنت های تاریخی ، اعتقادات مذهبی ، گیاهان دارویی در دسترس، اسطوره های مردمان و نوع تغذیه آنان شکل گرفته است و از این نظر برای بیماران بسیار ارزشمند است.
۵.مزیت اقتصادی طب مکمل: یکی دیگر از عوامل کشش بیماران به سمت طب مکمل ، ارزان بودن و در دسترس بودن آن است. پزشکی مدرن برای مبتلایان به بیماری های مزمن، سرطان، اعصاب و روان و نیازمندان به خدمات توان بخشی یا فیزیوتراپی که مجبورند در دراز مدت از خدمات پزشکی مدرن استفاده کنند ، هزینه های سنگینی دارد و این باعث می شود بیماران به سمت انواع طب مکمل که ارزان تر است و در دراز مدت به کار می آید ، سوق داده شوند.
اکثر روش های طب مکمل دارای پنج اصل مشترک در رابطه با نحوه زندگی است:
۱. مدیریت و برخورد مناسب به هنگام مواجهه با استرس و بحران
۲.رویکردهای روحانی و معنوی
۳. ورزش و تناسب اندام
۴.کنترل و کاهش اعتیاد(خصوصا سیگار و الکل)
۵.توصیه های غذایی و رژیمی

از طرفی ؛ توجه به مسئولیت های فردی و نحوه زندگی ، یکی از مهمترین شاخصه های طب مکمل است و مردم می پذیرند که در نهایت ، افراد خودشان مسئول سلامتی شان هستند و برای دستیابی به سلامت، نیازمندکار سخت ،تعهد و تغییر شیوه زندگی اند.
منابع:
1- مقاله؛ مؤلفه های اجتماعی مرتبط با گرایش بیماران به طب مکمل و جایگزین؛ نوشته عاطفه آقایی، محسن خلیلی
https://www.webmd.com/cancer/holistic-treatment-
17/complementary-medicine-cancer-chart
2-

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.